از متن کتاب:
در اجلاس بن آلمان که یک نشست بینالملـلی در مـورد افغانـستـان بـود با وجـودی که جامـعۀ جهانـی با همه ساز و بـرگی که داشت، خـواستار تغییر در نـوع ساخـتار نظام سـیاسی افغانستان بود و میخـواست این کار در بن آلمان صورت گـیرد و به نحوی همۀ نمایندگانی را که از جناحهای مختلف حضـور داشـتند با خود هم کـیش و همـراه کرده بود، اما شهید استاد ربانی از آنجایی که این مسأله را با آینده سیاسی کشور پیوند میزد، برگـزاری چنین اجلاس بـزرگ و سـرنوشتساز را در بیـرون از کشور به جا نمیدانست و خـواستار آن بود تا این نشست در داخل کشور بـرگزار گردد؛ چـرا که اگـر در بیـرون از کـشور باشـد، کشورهای بزرگ خـواستهای خـود را بالای مـلت ما اعمال خـواهنـد کـرد کـه این حرف استاد بعـد از گذشت زمان مصداق عینی پیدا میکند و همه به گفتههای استاد فقید مهر تأیید میگذارند.
انتقال متمدنانه قدرت، عملکرد دیگری بود که خـرد و عـقلانـیت والای استاد بـزرگوار را به نمایـش گـذاشت. استاد در روز اول جـدی 1380 خورشیدی قدرت سـیاسی را به شـکل مسالمتآمـیز و بدون کدام جبـر و اکــراه بـه حامد کرزی سپرد. استاد هر چند قدرت را به تساهل و تسامح تحویل داد اما هـرگز به معنی کنار رفـتن او از صحنۀ سیاست نبود، بلکه در تعاملات بعدی به صفت سیاستمـدار فعال در صحنه حضور خـود را تثبیت کرد.