از متن کتاب:
علامه محمدسلیم طغرا (۱۲۷۲-۱۳۵۱ش) که به گفتهٔ استاد واصف باختری غزالی دوران خود بود، پرورشیافتۀ خطهٔ مینویی و طربخیز راغ بدخشان است. همان «راگای» که «اوستای» آشور زردشت از آن در شمار شانزده قطعه سرزمینهای آریانا ویجه نام برده است، و روزگاری جغرافیای مستقل و گهوارهٔ زایش «کوشانیان» و «یفتلیان» بوده و «ریمانش» گهوارهٔ پرورش خسرو انو شیروان عادل و «یاوان» آخرین مرکز فرمانروایی حکام محلی راغ دانسته میشود.
علامه طغرا تکسوار وادیهای خرد و اندیشه کسی است که خون نافش در خاک اولیاء و مهد فرهنگ و ثقافت اسلامی (غزنۀ باستان) ریخته است، و سوگمندانه کسی را در طلسم سکوت تاریخهای مصلحتی به استثنای حلقات علمی دستنگر و شخصیتهای بارز فرهنگی برحال و احوالش وقوفی نیست.
باییست گفت که افغانستان برمودایی در خشکهسار آسیایی است که در آن آثار و افکار شخصیتهایی که با ریسمان حاکمیتها بسته نبوده اند؛ مجال چاپ نمییافتند، و به یاد ارباب قدرت خطور نمیکردند، که دانشمندان بلندپایهٔ بیشماری فارغ از تعلق و تحلق در تاریکخانهها و زوایای تاریخهای فرمایشی چون: علامه طغرا گم شده و ناشناخته مانده اند.
طغرا که از هفت خوان دشوارگذر مسیر دانش پژوهی از هر روستا و مدارس دینی در بدخشان و تخارستان با مهمیز توسن همت و اندیشه در سراغ استادان نامدار میدان زد و گذشت، و به ماوراءالنهر رفت و آنجا هم از ختلان تا بخارا پای صحبت و درس و تعلیم فرزانهگان فراوانی نشست و با موسی جارالله عالم مشهور آسیای میانه و مبارز ضد سلطهٔ بلشویکان و مولوی عبدالحی پنجشیری آشنا گردید و از خوان معرفت صاحبنظران و صاحبدلان ریزههای دانش را تناول نمود، و با محملی از فرآوردههای صرف و نحو، فقه و فلسفه و سایر دانشهای مروج زمانش به زادگاه خود برگشت و به جوانان و نوباوگان درس و تعلیم دینی آموختاند و کتب تفسیر همانند: بیضاوی، تفسیر جلالین کتب حدیث و صحاح سته همانند: صحیح بخاری، صحیح مسلم، ابوداود، نسایی، ترمذی را فراگرفت و تدریس نمود، و شهرتش از بیغولههای خراسان تا فرارود و شبه قارهٔ هند درز نمود.