از متن کتاب:
منافع ملی یکی از اساسیترین و رایجترین مفاهیم و واژههای سیاسی معاصر به ویژه در ادبیاتِ مربوط به سیاست خارجی و نظام دیپلماسی کشورهای جهان و نُمادِ اقتدار سیاسی برای وحدتِ ملی، حفظِ استقلال، توسعه و تکامل و تأمینِ عدالتِ اجتماعی برای اتباعِ یک کشور به رسمیت شناخته شده است؛ چنانچه این عناصر در نظام حقوقی اسلام در لای واژگان و کلمات مشابه و متعارف چه در نصوص (قرآن و سنت) و یا دُکترین صحابه و دیدگاه فقههای متقدّم ومتأخر، با و ضاحتِ تمام ذکر شده است.
اما؛ با توجه به پیچیدگیها و نا بسامانیهای در سیستم حقوقی حاکم بر کشور که در طول تاریخ به ویژه در یکصد سال اخیر فراز و فرود گستردۀ سیاسی را نیز پشت سر گذرانیده، نظام حقوقی افغانستان از ثباتِ سیاسی برخوردار نیست؛ لذا هنجارهای حقوقی کشور را از حیث تجلّی عناصر ساختارساز در قوانین حاکم بر این کشور، مطلوی نمی بینم.
چنانچه مطالعۀ موردی و محققانۀ قوانین حاکم بر روند زندگی سیاسی و اجتماعی مردم و وضعیت متزلزل نظام حقوقی در افغانستان به وضاحت بیان میکند، که قانونگزارِ اساسی، نتوانسته و یا عمداً ارادۀ سیاسی و حقوقی نداشته است، تا تعریف مشخص و یا چارچوب حقوقی را از منافع ملی ارایه و عناصر متشکلۀ منافع ملی را همانگونه که در اکثریت کشورهای جهان مرسوم است، تبیین نماید.