از متن کتاب پرونده افغانستان:
من بهمدت بیستوچهار سال (از پایان سال ۱۹۷۷ تا آگست ۲۰۰۱) بهعنوان رییس اداره استخبارات عمومی (GID) سرویس استخبارات خارجی عربستان سعودی خدمت کردم. این اداره مسؤولیت تعاملات ما را با افغانستان بر عهده داشت و اتفاقاً، خلاف انتظار، تقریباً در تمام مدتی که در این پست بودم، بیش از هر چیز دیگری نگران اوضاع آن کشور بیگانه بودم. کار من به سه مرحله تقسیم شدهاست.
مرحله نخست، حمایت ما از مقاومت مجاهدین در برابر اشغال افغانستان توسط شوروی بود که در اواخر ۱۹۷۹ آغاز شد؛ عملیاتی که ما در آن با پاکستان، ایالات متحده و در مقیاس کوچکتر با بریتانیا، فرانسه و مصر کار کردیم. سپس در مرحله دوم، پس از خروج شوروی در سال ۱۹۸۹، زمانی که متأسفانه به نظر میرسید که قدرتهای غربی علاقه خود را به آن کشور از دست دادهاند، ما سلسلهای از ابتکارات را برای جلوگیری از جنگِ جناحهای مجاهدین با یکدیگر آغاز کردیم و سعی کردیم به آنها کمک کنیم تا یک دولت با ثبات تشکیل دهند. در این زمینه، ما با پاکستان همکاری میکردیم. در نهایت در مرحله سوم، پس از به قدرت رسیدن طالبان در سال ۱۹۹۶، چندین سال بیثمر تلاش کردیم تا آن رژیم را متقاعد کنیم که اسامه بنلادن را تسلیم کند.