از متن کتاب:
پژوهش نخستین من در قالب رسالۀ کارشناسی ارشد، بر مسئلۀ نوسازی سیاسی در افغانستان، نقش نخبگان حاکم و ساختار قومی در روند دولتسازی تمرکز داشت. آن رساله با بررسی و مقایسۀ دورۀ محمد ظاهرشاه و دورۀ حامد کرزی تلاش میکرد نشان دهد که چرا تجربههای اصلاحات سیاسی، قانونگذاری، مشارکت، پارلمان، انتخابات و دولتسازی در افغانستان با چالشهای عمیق روبهرو بودهاند. در آن زمان، پرسش اصلی این بود که چرا افغانستان با وجود تلاشهای متعددی برای نوسازی سیاسی، هنوز نتوانسته است به یک نظام سیاسی پایدار، پاسخگو و فراگیر دست یابد.
با گذشت زمان، اهمیت آن پرسش برای من نهتنها کم نشد، بلکه بیشتر شد. پساز تکمیل رساله، به دلیل مصروفیتهای کاری در وزارت امور خارجه افغانستان، مأموریتهای دیپلماتیک، فعالیتهای علمی و مهاجرت به کانادا، فرصت چاپ و بازنگری جدی آن پژوهش فراهم نشد. بعدها، ادامۀ تحصیلاتم در کانادا در حوزۀ مطالعات صلح و منازعه و سپس دورۀ دکترا در دانشگاه لورینشن همراه با تجربه تدریس و کار علمی، زمینه تازهای برای بازاندیشی در همان پرسشهای قدیمی فراهم کرد. این تجربهها به من کمک کرد تا مسئلۀ نوسازی سیاسی افغانستان را نهتنها بهعنوان یک موضوع تاریخی، بلکه بهعنوان یک مسئلۀ زنده و ادامهدار در سیاست معاصر افغانستان ببینم.