از متن کتاب:
«جُستارهایی در بارهی اسماعیلیه»، مجمموعهنوشتههای پژوهشی من دربارهی شناختم از فلسفه، آرای کلامی و تاریخ شُکوهمند اسماعیلیه است.
این نوشتهها، فرآوردهی سالها کوشش من در راستای نشاندادن چهرهی واقعی، روشمند و پاکیزهی جنبش مذهبی اسماعیلیان است که در جریان فرازوفرودهای تاریخی، آسیبهای بزرگی را متحمل شدهاند؛ ولی همچنان راست و استوار در برابر توطیهها، دسیسهها و اهانتهای سیاسی و اجتماعی ایستادهاند و کاجوار هرگز قامت را خم نکردهاند.
هدف بنیادی من از پژوهش در بارهی این مذهب، تبلیغ یکسویه یا چشمداشت یکلایه از آنچه در بارهی اسماعیلیه وجود دارد نیست؛ بل کوششم اینست که بتوانم ترسیم درستی از نهضت پویای اسماعیلی را که سالها در هالهای از تردید توهُم باقی ماندهاست، برای شیفتهگان حقیقت باز نمایم و درکم را - هرچند اندک هم بوده باشد - بیان کنم.
باتوجه به پژوهشی که در بارهی مذهب «اسماعیلیه» انجام دادهام، به دو تا فهم تاریخی از این جریان (اسماعیلیه) رسیدهام:
- اول؛ روایتهای تحریف شده در تاریخ که بهگونهی وارونه از اسماعیلیه برای ما نقل شده:
در اینگونه روایتهای مسخ شدهی تاریخی، اسماعیلیه بهمثابهی یک جریانِ مذهبی خطرناک (بهحیث یک تروریسم مذهبی) از سوی برخی از مبلغان مذهبی و تاریخنگاران اجیر شناسانده شده که بربنیاد اینگونه برداشت و تحریفِ تاریخی، پس از داعی بزرگ «حسنِ صباح» (و حتا پیشتر از آن هم)، بزرگترین آسیبها را اسماعیلیان در بُرهههای تاریخ از همینطرز تفکر متحمل شدهاند، و در واقع میتوان گفت که ظهور حسنِ صباح، کنشی در برابر واکنش به این تحریف تاریخی و استبداد قدرتهای وقت بودهاست، و نه از روی کینخواهیِ صِرف و ایجاد هیاهو برای هیچ.
- دو؛ روایتهای تحریف شده که از دلِ تاریخ سانسورشده بیرون آورده شدهاند:
با پژوهش در بارهی روایتهای تحریفناشده و بدون سانسور به این باور میرسیم که مذهب اسماعیلیه، یک قرائت از میان چندین قرائت مذهبی از دین است که بدون هیچ مجاملهای، ظرفیت خوانش و تأویل از دین را برای پیروانش با رویکرد باطنی از نصوص دینی (قرآن) بیان میکند، و این همه جفا و استبداد دیگران در برابر این مذهب پویا، به هیچروی برچسبِ اتهام «تروریسم مذهبی» را نسبت به آن بر نمیتابد.