معرفی فشردهای از خطوط کلی «مسوولیتهای بشری روشنفکران»
کتاب مسوولیتهای بشری روشنفکران بهدنبال معرفی مشترکات و اوصاف ماهوی و عام روشنفکرانهای است، که تمام روشنفکران بهدور از گرایشها و تعلقات سمتی، زبانی، نژادی، سیاسی، جنسیتی و مذهبی دارند. بهسخن دیگر، اوصافی را نویسنده این اثر مفروض میگیرد که هر کس که نام و لقب روشنفکر را حمل میکند، باید واجد آنها باشد.
همه روشنفکران بلااستثنا به حکم انسان بودن و داشتن ضمیر روشن، از مفاهیم و ارزشهای مانند: عدالت، صداقت، صراحت، جهلزدایی، حقطلبی، دادخواهی، ظلمستیزی و مبارزه با ظالمان و روشنگری جامعه مطلع بوده و موارد فوق را مسوولیتهای خویش میدانند.
بهعبارت دیگر، هرجایی که عدالت در معرض خطر واقع شود، روشنفکران دشنهی نقد و نقادی را از نیام بیرون آورده و با قلم و زبان خویش مانع گسترش آن میشوند. صداقت قلم و صراحت بیان از مسوولیتهای جدی روشنفکران است، که حق و حقیقت را هیچگاه قربانی امراض و اغراض قومی، سمتی، سیاسی، نژادی، فرقهای، مذهبی و دینی خویش نمیکنند. همچنان دیگران را نیز اجازه نمیدهند با غرضهای فوق، حقتلفی و بیعدالتی را فرهنگ رایج و مرسوم یک جامعه نمایند.
در هرجایی که حقیقتی کتمان شود، فرد و یا گروهی مظلوم و محکوم واقع شود، روشنفکران مانند پزشکان بدون مرز و سرحد با نقد وضعیت و دادخواهی برای مظلومان پرداخته و صدای هزاران انسان بیچاره میشوند. برای آنها مهم نیست، که انسان مظلوم در کجا زندگی میکند، دارای چه شناسنامهای است، به کدام مکتبی تعقلق دارد.
بهعبارت دیگر، شرقی بودن، غربی بودن، سیاه بودن و سفید بودن، افغانستانی بودن و فلسطینی بودن برای روشنفکران مهم نیست. ظلم و ظالمستیزی مسوولیت ماهوی روشنکفران محسوب میشود. مصادیق بارز این مدعا را میتوان در راهپیماییهایی که شهروندان بسیاری از کشورهای اروپایی و غربی علیه اسراییل بهمنظور حقطلبی و دادخواهی برای مردم غزه انجام دادهاند، بهصراحت مشاهده کرد.
همچنان روشنکفران در وضعیتهایی که یک جامعه را تاریکی و تیرگی فرامیگیرد، مستقیم و غیرمستقیم در دل شب چراغ خرد و روشنگری را زنده نگه کرده و نمیگذارند تاریکی عادت عام جامعه شود. بهعبارت دیگر، روشنفکران علیه هرگونه جهل مبارزه میکنند و مانند خفاش قدرت دید فراخی در شب دارند. حتا در تاریکی هم میتوانند نواقص و عارضههای جامعه را مشاهده کرده و برای رفع و دفع آنها تلاش نمایند. بهقول شاملو «یک شاخه در سیاهی جنگل، بهسوی نور فریاد میکشد». شاخهای که در دل تاریک جامعهی جهلزده و ظلمتآلود فریاد دادخواهی و ندای تنویرگری میکشد، روشنفکر است.
مسوولیتهای فوق برای روشنکفران در سطوح مختلف میتوانند مطرح باشد: این قشر در سطح محلی، ملی، منطقهای و جهانی مسوولیتهای خردگسترانه، خردگرایانه و روشنگرانه، نقادانه و اصلاحطلبانه فراوان دارند. حمایتهای منطقی و دفاع مدلل از حقوق انسانی همه گروهها و اقلیتهایی که به حکم زبان، قومیت، رنگ، مذهب، دین، جنسیت، سمت و... مورد تبعیض، تجاوز و تنفر قرار میگیرند و از مواهب و امتیازات زندگی اجتماعی محروم میشوند، وظیفه و رسالت بشری روشنفکران است. روشنفکران قوم، جنسیت، کشور، منصب، مذهب و... ندارد. بهقول معروف قدرتمندان بیمنصب و بیمَسند اند. به سخن دیگر، روشنفکران تبار بشری دارند، دین انسانی و جنسیت شان را در انسانیت خلاصه میکنند. عدالت را برای همه میخواهند، این قشر نقد، نکتهگیری و نوآوری را مسوولیت خویش دانسته و همواره در برابر تاریکیها قد میکشند و مبارزه میکنند.