بحران مالی ناشی از سقوط کابل بانک، در واقع تراژدی بس دردآور وخسارۀ نهایت بزرگی بود برای سکتور مالی نوپای افغانستان و اقتصاد تازه بهپا خاسته این کشور. اما تراژدی واقعی زمانی رقم خورد که دزدان چراغ بهدست، بااستفاده از ملیونها دالر دزدی شده از سپردههای کابل بانک و حمایۀ سیاسی نزدیکان قدرتمندشان در رژیم رییس جمهور کررزی، نظام عدلی و قضایی کشور را در اختیار گرفتند و در بدل رشوههای بزرگ بهقضات و دادستانها، قانون را در سیطرۀ خود درآوردند. در نتیجه، تعدادی از کارمندان بیگناه بانک مرکزی، بهشمول مالک این سطور، قربانی توطیههای ظالمانۀ رژیم فاسد و ظالمپرور کرزی گردیده و سالها است که از انواع درد و مشکلات روانی، مالی و روحی رنج میبرند. تعدادی از این کارمندان راهی زندان گردیده و از سوی قضات، بازرسها، پولیس و رسانههای مافیایی، باانواع برچسپ مواجه و بهسختی تحقیر وتوهین شدند.
کتاب حاضر شرح داستانهایی از رویدادها، حوادث و جریانهای شگفتانگیزی است که در آغاز، جریان و در خلال پسلرزههای بحران سقوط کابل بانک، بهصورت برقآسا اتفاق افتاد. همینگونه، این اثر بهشرح اقدامات بنده، آقای عمرزاخیلوال، وزیر مالیه و کارمندان بانک مرکزی که جهت مهار این بحران مهیب و خطرناک روی دست گرفته شده بود، پرداخته است.