از متن کتاب:
بی تصنـــع خــــامۀ نقـــــــاش آفـــــاتِ زمـــان
خواست توفان نقش بندد رفت و انسان کرد طرح
بیـدل بـزرگ، مـا را متوجـه اخلاقیـات و سـجایای نیـک انسـانی میسـازد و تأ کیـد میکنـد کـه مـا نبایـد راه و رسـم اخلاقیـات و عملکـرد آنرا در زندگـی خود نوع تحمیلـی بدانیم و یا این کـه از بیـرون بـالای مـا جبـراً وارد شـده اسـت؛ بلکـه وی معتقـد اسـت کـه ایـن دعـوت در ازل از عالـم ارواح بـرای مـا معیـن شـده و ایـن کرامـت از قدیـم نصیب انسـان شـده اسـت.
خداوند در قـرآن کریـم میفرمایـد: «ولقـد کرمنـا بنـی آدم»؛ ما به بنی آدم کرامت بخشـیدیم« و ولقد خلقنا الانسـان فـی احسـن تقویـم»؛ «همانـا انسـان را در نیکوتریـن ترکیب و تعدیـل آفریدیم».
ویژگیهـای انسـان در کتـاب آسـمانی مـا بیـان گردیـده و از وی بـه عنـوان خلیفـهء خـدا کـه دارای ظرفیـت علمـی و فطـرت الهـی اسـت، سـخن رفتـه اسـت. قـرآن، انسـان را توصیـف و سـتایش کـرده و همچنـان نکوهـش و فرمـوده اسـت که انسـان با ظرفیت کمالـی خویش عروج روحانی میکند و هرگاه فطرتش آلوده گردد از دیو و دد و چهار پایان نیز بدتر میشـود. انسـان مظهـر ذات پـروردگار انتخـاب میشـود و ایـن شـرافت را خداونـد بـه آسـمان نمیدهـد:
زمیـــــــــــن را بهره بخشیدند از عشق
ندادنـــــــــد ایــن شرافت آســــــمان را